هنوز نمی دانم هر سال که می گذرد یک سال به عمرم اضافه می شود یا یک سال از عمرم کم می شود؟
پ.ن:به روایتی امروز تولدمه.....
پ.ن:دیشب شب خوبی بود؛جای بعضی ها خالی...
پ.ن:
خدایا ؛
من اگر بد کنم تو را بنده دیگر بسیار است ،
تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟
بعد نوشت:چه دوستای با معرفتی دارم؛کسی یادش نبود
برام تبریک بگه!!!
[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 10:50 ] [ نیاز ]
[
]
از نسل سوخته ي ما که گذشت
ولي نسل پدرسوخته ي بعد ما چه کار خواهد کرد !؟
پ.ن:و چه داستان غم انگیزی است دستی که داس را برداشت،همان دستی است که یک روز در خوابهای
مزرعه گندم کاشت...
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 17:0 ] [ نیاز ]
[
]
درباره وبلاگ
همه رفته اند،من تنها مانده ام با اشک های خویش...!!! و چه غریبانه مرا صدا می کند باد...!!! چشمانم به دنبال خط فرضی عبورش می دوند...!!! پلک دلم می پرد...!!!